بعضی وقتها،مخصوصا آخر شبا که خواب از چشمات می پره و زل میزنی به سقف
و فقط وفقط خودتی با همه گذشته پشت سرت و آرزوهای پیش روت...
یهو می بینی یه چیزی سخت داره گلوت رو فشار میده...
آره بغضه
هیس!
میخوام بشنوم عاشقانه هایش را
که در گوشش زمزمه میکند
و به یاد بیاورم روزی را که
همین ها را در گوشم زمزمه میکرد
خدایا من خودم برات یه جعبه سیب میخرم...
دیگه زشته، بسته،
بیا با هم دوس باشیم،روی همدیگرو ببوسیم!
حله؟؟بیایم بهشت؟؟

|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3