هی فلانی!
دیگرهوای برگرداندنت راندارم…
هرجاکه دلت میخواهد برو…
فقط آرزو میکنم وقتی دوباره هوای من به سرت زد،
آنقدر آسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت،
باز هم آرام نگیری…
و اما من…
برنمیگردم که هیچ!
عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم،
که نتوانی لم دهی روی مبلهای راحتی،باخاطراتم قدم بزنی!!!!

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1