شعر های من بر از نبودن توست
برو...
تردید نکن!!!
نفس های آخر است!
نترس!!!
برو...
احساسم اگر نمیرد...
بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست!
برو...
یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود...
پس راحت برو..............
سنگسارم می کند
لبخندهای ماسیده ات
درون قاب...
گلویم را فشار می دهد
هجوم نبودنهایت ..
میخواهم از تو بنویسم
دهانم پر از حرفهای نگفته است
اما حیف که با دهان پر..
نمی شود حرف زد!!!
من...!!!
.
تابلو اند...!!!
.
همه...!!!
.
نبودنت را...!!!
.
تبلیغ
میکنند...!!!
-small.jpg)
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2